تبليغاتX
غربت فلسفه (تا رهایی دانشجویان امیرکبیر)
تاریخ معاصر ایران بیش از تاریخ هر ملتی با حب و بغض گره خورده است.این تاریخ مانند صحنه تئاتر است که هر کارگردانی به دلخواه برای آن دکور می زند و بازیگر روی صحنه می آورد روزی کسی قهرمان است و روز دیگر اصلا در صحنه نیست.نهضت ملی شدن نفت را بنگرید عده ای چنان از آن حکایت می کنند که دست آخر یک نقش فرعی هم به مصدق نمی رسد.تاریخ انقلاب هم همین طور این روایات آخر تلویزیونی گویا قسم خورده اند که تمام نقش ها را به خامنه ای دهند فعلا که او را نفر دوم کرده اند سال بعد توفیق یابند تیتر می زنند انقلاب اسلامی به رهبری امام خامنه ای.عده ای فسیل آن طرف آبی هم بازیگر صحنه را یا انگلیسی ها می دانند یا آمریکایی ها.چپ های خیال اندیش همواره مدعی هم که در خاطراتشان تمام انقلاب را در حزب خود مصادره می کنند...

اما این همه هیاهو و عقل گریزی نمی تواند آنچه را که من به چشم دیدم از خاطرم بزداید.حسین بن علی از خدا می خواهد که او را یقینی دهد که گویی او را می بیند. سهم دیده در یقین نهایت است و من چیزی دیدم که از دریچه آن می توان به بسیاری از حقایق در قطعه ای از تاریخ معاصر رسید...

چهاردهم خرداد سال ۶۹ بهشت زهرا اولین سالگرد مردی که تاریخ معاصر به او لقب امام داد.من به همراه مادرم خیلی از آن جمعیت بودیم...خمینی مسلما برای آنان امام بود. بدون هیچ شکی آن جمعیت در این نکته همدل بودند.گرد و خاک ُانبوه جمعیت ُگریه و ضجه مردان سیه پوش چادر های خاکی زنان تلاش مادرم برای خلاصی ام از فشار جمعیت و...تصاویر درهم و برهمی است که از آن روز در ذهنم ماندگار است.تصویرهای متعدد از او علی الخصوص بوسه علی اشراقی ـ آن هنگام ملقب به علی کوچولو بود و پارسال شک کردند که او نماز نمی خواند و در انتخابات رد صلاحیتش کردندـبر دست امام در جای جای جمعیت خود نمایی می کرد.

آری این صحنه عقل بنده است برای داوری میان تناقضات روایات تاریخی زیرا آن را دیده ام. آنچه من دیدم موج ارادت بود و خلوص.سالگردی که گویا به اندازه هزار تشیع جنازه تازگی داشت.او واقعا برای آنان امام  بود.امام امتی که این مشتاقان به گردش آمده بودند پس از یک سال...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 9:21  توسط احسان  | 

نکته:این مطلب از خانه همسایه است.دوباره رندی با دزدی گره خورده است...

فضاي‌ فكري‌ هندي‌ - ايراني‌
21-1- جريان‌ انتقال‌ آراء هندي‌ و ايراني‌ به‌ جهان‌ اسلام‌ و تأثير آنها بر تفكر اسلامي‌ يكي‌ از عامض‌ترين‌ مسائل‌ مورّخان‌ محسوب‌ مي‌شود. بين‌ هند و ايران‌ قبل‌ از ظهور اسلام‌ نيز تبادل‌ آراء وجود داشته‌ است‌ (1) . اين‌ روند حتي‌ امتزاج‌ اصول‌ عقيدتي‌ آنها را نيز شامل‌ شده‌ و منجرّ به‌ تبديل‌ و تغيير هر يك‌ از آنها توسط‌ سنّتهاي‌ بومي‌ ديگري‌ شده‌ است‌. به‌ علاوه‌، هر دو كشور هند و ايران‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ تحت‌ تأثير فرهنگ‌ هلني‌ قرار گرفته‌اند، به‌ اين‌ معني‌ كه‌ قسمت‌ اعظم‌ آراء و انديشه‌هاي‌ يوناني‌ نه‌ از طريق‌ مراكز علمي‌ هلني‌ واقع‌ در خاور نزديك‌، بلكه‌ به‌ صورت‌ غير مستقيم‌ بعد از آنكه‌ صبغه‌ محلي‌ به‌ خود گرفتند به‌ ايران‌ و هند سرايت‌ كردند. اما در عين‌ حال‌، اگر بخواهيم‌ اين‌ مسئله‌ را خيلي‌ پيچيده‌تر از اين‌ فرض‌ كنيم‌، مي‌گوييم‌ كه‌ هر دو هند و ايران‌ به‌ طور مستقيم‌ نيز از طريق‌ ترجمه‌ متون‌ معتبر تحت‌ تأثير آراء يوناني‌ قرار گرفتند (2) . همه‌ اينها دست‌ به‌ دست‌ هم‌ داده‌ و مجموعه‌ وسيع‌ فكري‌ بسيار پيچيده‌اي‌ را به‌ وجود آوردند كه‌ به‌ آن‌ فضاي‌ فكري‌ هندي‌ - ايراني‌ قبل‌ از اسلام‌ إطلاق‌ مي‌شود، و اين‌ مجموعه‌ بعدها جزءِ ميراث‌ اسلام‌ قرار گرفت‌. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:25  توسط احسان  | 

مجنون و ليلا

اما

شيرين فرهاد

بهانه ...  بهانه ... بهانه ها را بايد بها داد که در پس هر بهانه اي شاید بهای سنگيني رو پنهان کرده باشد که زير هر خاک شايد گنجي نهفته باشد در انتظار کشفي. خاطره ها در خاطرها ماندگارند و بهانه اي هر بار يکي از آنها را بهايي ديگر مي دهد گويي خاکي است که دوباره برهم مي خورد اما اين بار برق گنجي در چشمانت مي درخشد، با وجودت مي آميزد، دوباره خاطره ات را به خاطر مي آورد و دوباره خاطره ها خاطره مي شود. نمي دانم اين چرخه تا چندين بار جاي گردش دارد، چندبار مي شود خاطره اي را فراموش کرد و دوباره آن را به يادآورد؟خاطره تا چندين بار مي تواند خاطره شود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:42  توسط احسان  | 

نوروز کیهانی،فرهنگ ایرانی

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

نسیم باد نوروزی آرام آرام در دشت ها جاری می شود و سبزه ها را می نوازد.خورشید قصد برج حمل را کرده است و دیری نمی پاید که آن را فتح کند.دست زمان ذهنمان را به مرور سالیان عمرمان می کشاند و صدایی بیم گونه و امیدوار در گوشمان می پیچد:سالی رفت و دگری باز آمد...همچنین دست زمان می تواند ما را ازپنجره نوروز به دالان پر پیچ و خم تاریخ بکشاند.روز پرواز جمشید،روز آغاز دادگری جمشید روز دفع گرما و سرما و مرض از زمین توسط خداوند و حتی روز آفرینش عالم.در این روز هر هفت کوکب در اوج تدویر خود در نقطه ابتدای برج حمل حکم سیران و دوران خود را از خداوند دریافت می کنند.در مانند این نوروزی،آدم خلق شد.کوکبی والاتر که امانتدار هفت کوکب بود.جشن نوروز جشن تولد طبیعت و بشریت است.نوروز روز زندگی است و ایرانیان ملتی که از ابتدای تاریخ زیسته اند،هر ساله در جشن تولد آدمی و عالمی گرد هم می آیند تا پیوند زندگی را دوباره محکم کنند.آنان تا زندگانی هست،روز آن را فرخنده می دارند.

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:30  توسط احسان  | 

بسیاری از روزها هستند که با خود غباری از خاطره را برذهن آدمی می نشاند. گاه خاطره ایست فردی و گاه دگر ، جمعی. خاطرات جمعی مشخص در روز شمار تاریخ ملی، اغلب رنگ حکومتی به خویش می گیرند و این گونه ایدئولوژی حاکم ، خویش را در چنین نمادهایی باز تولید  می نماید.بدین گونه برخی از ایام بر صدر می نشینند و قدر می بینند (یوم ا...) و برخی دگررا در ذیل می نشانند و لعن می کنند. جالب آن که خاصیت ایدئولوژی برخلاف ظاهر جمودش، از انعطاف شگفت انگیزی برخوردار است. این، اما کارویژه بنیادین قدرت است که بی هیچ پاسخی نمادها را مصادره می نماید و در قالب منتخب خویش آن را تغییر می دهد. داستان 24 اسفند این مرز و بوم نیز بر این منوال است: در چنین روزی رضا شاه پهلوی تولد یافته و علی القاعده در میان ایام خبیث جای دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 4:38  توسط احسان  | 

«بزرگترین اصل این است که هیچ کس، چه مرد و چه زن، بدون رهبر نباشد یا ذهن کسی بدین خوی نگیرد که ، خواه به انگیزه حمیت و غیرت و خواه از سر شوخی و بازی، بگذارد شخص به کاری به ابتکار خود دست بزند. بلکه در جنگ و در صلح مکلف است چشم به رهبر خود داشته باشد و با وفاداری از او پیروی کند و حتی در کوچکترین امور نیز تحت رهبری او باشد. فی المثل، تنها بشرطی باید برخیزد یا بجنبد یا شستشو کند یا غذا بخورد که به او گفته باشد که چنین کند. در یک کلمه ، باید به عادت طولانی، نفس خویش را چنین آموزش دهد که هرگز در خواب هم نبیند که مستقل عمل می کند و از بیخ و بن از انجام چنین چیزی ناتوان شود. » )افلاطون(


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 1:43  توسط احسان  | 

ماجرا در ماجرای جشنواره فیلم فجر

نمی شود در دانشگاه تهران باشی و پایت به جشنواره باز نشود، آخر ناسلامتی این دانشگاه از سه جهت به جشنواره ختم می شود، از سر در اصلی به سمت میدان انقلاب بروی سینمای بهمن تو را به جشنواره می خواند و در جهت مخالف، سینما سپیده، درب شرقی خیابان طالقانی هم به سینما عصرجدید و فلسطین می رسد، پس باید خیلی سخت جان تر از آدمی باشی تا بتوانی از این دام گسترده جان سالم به در بری، کافی است جلوی یکی از این ها قدری معطل شوی تا به خانه تاریک سینما کشیده شوی، رفتن به خانه تاریک همانا و ماندگار شدن همانا، پس دیگر حدسش سخت نیست ما که هم از اهل سلامت بودیم... جشنواره، به دام خود کشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 15:46  توسط احسان  | 

فلوطین به گونه ای آخرین فیلسوف متاثر از تمدن یونان است. او متولد 204 یا 205 میلادی است. در مورد زادگاهش، در زندگی نامه او به قلم «فرفوریوس صوری» مطلبی وجود ندارد اما امروزه بیشتر او را از اهالی مصر می دانند که در مکتب اسکندریه با فلسفه آشنا شد.

 

مقدمه

پس از حمله اسکندر به اقصی نقاط جهان قدیم، مرکز دانش و فلسفه از آتن به اسکندریه منتقل شد. اسکندریه در آن دوران قریب به یک میلیون نفر جمعیت داشت و مرکز برخورد پرشور تفکرات گوناگون بود؛ اما شناخت ما از این تفکرات و اندیشه ها بسیار مختلف بسیار اندک است چرا که کتاب خانه مشهور این شهر چندین بار به آتش کشیده شد.

 

علاوه بر این، متفکران مکتب اسکندریه بر خلاف یونانیان اصرار چندانی بر مکتوب نمودن عقاید خود نداشتند، چرا که اکثرا هدف از علم را نه آموزش، که یک رهایی فردی می دانستند و در نتیجه دیگر نیازی به مکتوب نمودن ماحصل تفکر خود نمی دیدند. اما در میان همه آنان فلوطین یک استثنا است. او به اصرار شاگردان خود دست به نوشتن زد و نوشته های او را شاگردش، فرفوریوس در 54رساله گرد آورد. فرفوریوس نوشته ها را در شش دسته 9تایی مرتب ساخت و هر دسته را یک «انئاد» نامید. (در زبان یونانی به معنای 9 گانه است و در عربی تاسوعات نامیده می شود)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 11:46  توسط احسان  | 

مفهوم اخلاق در نزد ارسطو

مسأله اخلاق، مسأله هر روزه بشریت است. ویژگی انسان، فرا رفتن از «است» ها و پرداختن به «باید» هاست و همینجاست که مرز اخلاق بر انسان گشوده می شود. انسان فارغ از حضور یا عدم حضورش در این وادی، همواره ستایشگر آن بوده است و همین امر باعث می شود تا این مسأله برای همیشه انسان را به خود مشغول دارد. اهمیت این مسأله برای انسان به قدری است که تاریخ انسان را می توان از دریچه تاریخ اخلاق نگریست. مگر تاریخ چیزی جز تلاش آنان برای انجام «باید» هاست و این امر، همان تلاش برای اخلاقی شدن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 12:29  توسط احسان  | 

« در شرایط پیچیده سیاسی که قدرت های خارجی و جریان های فزون خواه در داخل از مدت ها قبل مترصد بوده و برنامه ریزی کرده بودند که نتیجه انتخابات را به نفع خود تغییر دهند و از شکل گیری یک دولت کار آمد اصولگرا جلو گیری نمایند، باید پیچیده عمل می شد و نیروهای اصولگرا بحمدا... با طراحی درست و چند لایه توانستند در یک رقابت واقعی و تنگاتنگ ، حمایت اکثریت مردم را به خدمتگزاری بیشتر و موثرتر به آنها جلب نمایند».(روزنامه ایران ۱٨ تیر ٨۴ )

 

.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 18:49  توسط احسان  |