تبليغاتX
غربت فلسفه (تا رهایی دانشجویان امیرکبیر)

وداع با قهرمانان

ليبراليسم به عنوان يك مكتب فرهنگي، "خطا" را با "انسان" عجين مي‌ماند. هيچ انساني از خطا مبرا نيست بلكه همگان به صورت مساوي از آن سهم مي‌برند. هضم اين نكته شايد بر بعضي سخت آيد. براي آنان كه سعي دارند صحت قاعده تساوي الخطا بودن انسان‌ها را در وادي فلسفه و عقل نظري بجويند، اين قاعده خود را دير هضم نشان‌مي‌دهد. زيرا كه وادي عقل نظري پس از گذشت هزاران سال از تاريخ جستجوي امور معقول، بسيار سخت‌گير شده است. ديگر هيچ حكمي را نمي‌توان يافت كه بتواند بر مطلق بودن آن تكيه كرد و امور ديگر را از آن جدا نمود. يافتن حكم بديهي، عاري از شك و قطعي در فلسفه نظري امروز حكم كيميا را يافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:18  توسط احسان  | 

محوری دیگر برای عقلانیت

 

در بيان مفهوم يقين به دو مقولهی ساده ولي مهم كه آدمي را در رسيدن به يقين كمك مي‌كند، اشاره كرديم. يكي آنكه آدمي توهمِ رسيدن به يقين را از خود دور مي‌كند تا بدين وسيله همواره در حركت باشد و به پاس اين حركت هميشگي نكات بيشتر و بهتري را از عالم معنا صيد كند. اين نكته بسيار ساده است ولي واقعاً بسيار كم‌اند کسانی كه به آن عمل كردند. نه تنها در عرصه‌ی ديني كمتر كسي به آن عمل مي‌كند و فكر مي‌كنند چون دين بر حق است پس خود آنان نيز در منتهاي ‌آن ايستاده‌اند و به هيچ كس و چيز ديگري نياز ندارند، فهم صغير خود را با درياي كبير دين يكي مي‌بينند و راه را بر همه‌ی افكار و انديشه‌هاي ديگر به بهانه‌ی كامل بودن دين مي‌بندند و نتيجه نيز جز فساد و گنديدگي ذهني نمي‌تواند باشد  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 19:15  توسط احسان  | 

مصاحبه ی زنده با ماركس در جهنم!

نوشته: پربي ‌پرو

توضیح:این مطلب در سایت کانون پژوهشگران ایرانی حکمت و فلسفه در معرض دید عموم قرار گرفت.از آنجا که به زبانی شیرین به شوخی با بزرگان پرداخته است،نظر مرا جلب کرد.اگر با دل بخوانید بر دل می نشیند.

پرده كنار مي‌رود. نور معمولي. در سمت چپ، ماركس با ريش توپي و لپ‌هاي سرخ، بر روي صندلي كهنه‌اي، لميده است. در سمت راست، يك پدر روحاني با تيپ اسقف‌هاي انگليكان، بر روي صندلي پر زرق و برقي نشسته و با كاغذهايي ور مي‌رود. عينك ته استكاني او، مجبورش مي‌كند كاغذها را به چشم خود نزديك كند. روي ديوار روبرو با حروف درشت نوشته شده: HELL CHANNEL


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 15:9  توسط احسان  | 

سخنان خامنه ای و پریشان احوالی ما!

سخنان خامنه ای در پیام نوزی اش،بسیاری را پریشان کرده است و فعالان بسیاری در مورد آن به تلاطم افتاده اند.به نوعی این پیام برای آنان مصداق این شعر است:

"زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت

                                                                سخت روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی"

وبلاگی از این پیام روزگار سختی را برای مام میهن استنباط کرده است،دیگری این پیام را به سپهر سرپوش گر ایدئولوژیک،بر خواسته های اصیل کارگری ماننده کرده است.آن دیگری این پیام را چون خط بطلانی بر آخرین برگه توهمی سازگاری حکومت با جهانیان وصف کرده است و در نهایت یکی از کنار هم آمدن سنگ و شیشه در شعار اتحاد ملی و انسجام اسلامی دم زده است.این پیام چیست؟

برای راهبری بر راهبرد این پیام،درک نقش گوینده پیام الزامی است.خامنه ای در مدت زمامداری اش بر این ملک در نقش آرمان گرایی حکومت ظاهر شده است و نقش عمل گرایی حکومت را دیگر نهادها بر عهده گرفتند.منظور این مدعا آن نیست که خامنه ای در عملکرد های اجرایی نقش حقیقی ندارد که اگر نداشت این حکومت را دیکتاتوری نمی دانستیم.منظور آن است که آنچه در ظاهر همیشه بوده است آن است که خامنه ای خود را سمبل آرمان خواهی نشان می دهد و از همین رو توانسته است تا بسیجیان و جوانان حزب ا... را برای خود نگهدارد.او مانند همیشه در این پیام،نقش آرمان خواهی،حق جویی و تحقیر گرایی آمریکا را ادامه داده است.حال آنچه در عمل و از قالب نهادهای دیگر،رنگ اجرایی می گیرد می تواند با این سخنان فرسنگ ها فاصله داشته باشد.این نکته تناقض شاید باشد ولی تناقضی که جمهوری اسلامی با آن بیست و هفت سال را گذرانده است.تناقض بین نظر و عمل،آرمان گرایی و واقعیت بینی،حقیقت و مصلحت و در نهایت فرمایشات رهبری و عملکردهای اجرایی.

پ.ن:منظور این پیام این نیست که کشور را خطر جنگ تهدید نمی کند و یا استبداد سایه گستر از قبل نمی شود بلکه آن است که این پیام هیچ نکته جدیدی در بر ندارد و برای تحلیل نمایش تراژدی رویارویی ایران و جهان باید سراغ پرده های قبلی رفت یا انتظار پرده های دیگر را کشید.این پرده تکرار پرده های پیشین است و چندان مهم نیست.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 14:38  توسط احسان  |